تبليغاتX
پریدن پلنگ روی وزن گوزن


پریدن پلنگ روی وزن گوزن

روز راهه های امان پویامک

آ!

 

آه آیینه!

شکلک ام را پس به من بده

این صورتک گونه اش تب کرده

این قیافه رنگش پریده

آ!

آ!

آیینه!

این آدمک در مالیکول های خونش کسی شکسته

کسی در او خدایی و بی حرف ايستاده

 

آ!آیینه!

به مادر کلان بگو:

بوسه هایت را از لبهء کتاب حافظ بچین

و همه را در سلول های سرخ من بریز

که من به این حافظ درونی ام

خیلی فال و بوسه بدهکارم

بگو: به مادرکلان:

قالیچة سلیمان را از دل قصه ات

بردار و برگردان

من بایدبپرم

تا دورای خودم

تاکوه قافِ دلم

تا تاقِ خیالی و پرآگینیِ که در آن

تبِ گونه ها و رنگ پریده ام را بگذارم...

 

21 سنبله 1387

نوشته شده در 87/06/24ساعت 18:38 توسط امان پویامک| |


Design By : Night Skin