پریدن پلنگ روی وزن گوزن
روز راهه های امان پویامک
برج های «نیویورک»... پیش از آن که کتاب های مقدس به شک بیافتند شکل آریایی ات را با هجا های اوستا شسته ای از تکانه های یال اسپان پیش از آدمی، سفر بی نشانی جمشیدیان، از خسته گی اشترانی که واژه های مثنوی حمل کرده اند و باد های که جای پای اشتر و آدم روبیده اند تو از بلخ تا قونیه ریخته ای و بی چتر و کلاه از باران «رادیو اکتیف» تا روز راهه های قرن بیست و یک دویده ای تو شپلاق عاشقان شبگرد نی شاپوری، زبان گنگ درخت نشینان جنگلی، کهنه گی گل آگین کوزه گران مصر، ایستاده گی برج های «نیویورک» را تو به زمین خورده ای. تو زخم های فلسطین و پیراهن خودتی همین تو که این همه سردی صندلی، خانه های کاه گلی و قصه های سوخته را سخت بغل زده ای همین تو که در لایه های خودت خم شدی تا مشق های مچاله شده عشق را به خنده های نا سو گل های پیراهنت، پینه کنی... 16/آبانماه 1387
| Design By : Night Skin |


