پریدن پلنگ روی وزن گوزن
روز راهه های امان پویامک
؟! پاکت کردن بوسه ی درخت به باد گریه دارنیست؟ نه اصلن نه همه ی باد ها از پرتگاه پلک های تو پریده اند، نخ های پیراهنت را پگاه ها به هم قرض داده اند و ترک های لب ات را به هر چه تاک بود پیوند زده اند. به من نگو: ستاره ها در خط استوای زمین زنگ زدند و لکه های ماه پس از این همه عتیقگی در موزه ی پیشانی ات پوسیدند، به من بگو: گیلاس ها هزار سال پس هنوز از پنجه های درخت آویزان اند، به یادم بیانداز دهن واژه های مست بوی شراب می دهد، در دل خاک حافظه ی «حافظ» درد می کند، و چرخش زمین از خالی شدن خم های« خیام» و چرخ افتادن معنای «مولوی» ست. از این که بگذریم شرم این همه انار به تو منتهی می شود، به شمار افتادن این همه نفس از تو بر گشته. فکر کنم اکسیژن نفسش بند می آید اگر نگاهت را از هوا برداری. 28 /فروردین / 1388
| Design By : Night Skin |


