تبليغاتX
پریدن پلنگ روی وزن گوزن


پریدن پلنگ روی وزن گوزن

روز راهه های امان پویامک

در من ناودان ها خود کشی کرده اند
و باران تند می بارد

 

 

 

 من گفتنی نیستم

 

بگذار از بلندای دلم بیافتم

پسامدرن به زمین بخورم

روی تیترداغ روزنامه ها،

لای کتاب های  تیراژ بالا،

حنجره ی این همه رنگ را ازم بردارید

من گفتنی نیستم

در من ناودان ها خود کشی کرده اند

 و باران تند می بارد

آتش نشانی را خبر کنید

مردی نامه های عاشقانه اش را آتش می زند،

کشتی نجات را به آب بیاندازید

کسی در من غرق می شود.

صدایم را قطع می کنی

با پچ پچ این که:

ـ «عشق که از سر پرید

چه یک نیزه؛ چه صد نیزه»

 

2/ اسفند / 1387

نوشته شده در 88/06/11ساعت 15:30 توسط امان پویامک| |

 

 

تیتر تنهایی

 

پر هایم را می کنم 

و شانه های شب زده ام را شبو می کارم

سایه ام را ساز می زنم، 

دلم را قاط می کنم و تا می کنم در جیبم

روی تیتر تنهایی ام تف می اندازم،

دیوانه گی ها را از خودم می اندازم پایین

تا آخرین هجای دلم می دوم...

اگر فکرم بد نیست

انگشت لای مو هایم می برم

جمجمه ام را ناز می کنم

و خود خودم را صدا می زنم

هی آقا!

من را ندیده ای؟

نوشته شده در 88/06/01ساعت 14:22 توسط امان پویامک| |


Design By : Night Skin